السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

490

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

تمثيل نارسا گم كرده است . نزد خداوند گناه بزرگى است حديث صحيح را به مسخره و استهزا گرفتن و حقّ آشكار و روشنى را به دروغ و افترا نسبت دادن و از قدرت و توانايى خداوند نهراسيدن و از نقمت او نترسيدن . ليكن باطل‌دوستى ، بصيرت‌ها را كور و سريرت‌ها را مىپوشاند و گوش‌ها را كر و ايمان را فاسد مىنمايد و به فرورفتن در مهلكه‌ها و فراز و نشيب‌ها فرا مىخواند . و سپاس خداوند را كه و بال اين تمثيل ناراست خودش را گرفت و عقوبت اين ياوه‌گويى زشت به او و پدرش رسيد و هر دو نفرشان بر اين حديث شريف و ارزشمند اعتماد و استناد كرده‌اند . پس چگونه خود و پدرش را به اعتماد به آن نوكر خائن و تمايل به آن دزد چاره‌انديش اعتماد كرده‌اند ؟ و آيا اين چيزى جز ياوه‌گويى زشت و بيهوده‌گويى فضاحت‌بار است ؟ !